فرشته کوچولوی من .......
دلم گرفته، ای خدا
این روزا هیچکی غیر تو ، درد من ونمی دونه . دلم گرفته، ای خدا حتی صدامم این روزا به ساز من نمی خونه. دلم گرفته ازهمه از این روزای سوت و کور . از این ترانه مردگی، از این شبهای بی عبور. تمام لحظه های دلم زیر هجوم حادثه منتظر یه راهیه تا دوباره به توبرسه . دلم گرفته، ای خدا گریه امونم نمی ده ،چرا دیگه حتی دلم تو رونشونم نمی ده . گناه بی باوری مو ، خودم به گردن می گیرم. ا گر نگیری دستامو ، تو دستای غم می میرم. دلم گرفته ، ای خدا واسه رسیدن به تو ،یه فرصت تازه می خوام . دوباره دستامو بگیر ، مثل روزای بی کسی. دلم گرفته ،ای خدا حتی بهشتو نمی خوام . خداوندا تو میدونی و قلبم ...... چرا حالم چنین زار و پریشونه..... درختم ای خدا بی خاک و ریشه...... خزان پرورده خواری تنگ بیشه..... نمیدونم که آغازم چه سان بود..... نمیدونم که پایانم چه میشه........ بر خاک بخواب نازنین، تختی نیست آواره شدن حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم لبخند همیشه راز خوشبختی نیست. مهربانی هایت را دیده ام نه در خواب که در بیدار ترین لحظه های آبی بودنت و آمده ام که بمانم. اگر ماندن را بخواهی از تو ابدیتی خواهم ساخت که عشق او و آخر حادثه ی من و تو باشد ودل هدیه ای که همیشه در تصرف چشم هایت خواهد بود! !! آهوي غريب بر سر چاه گريست ماهي به نگاه طعنه او را نگريست دريا به ملاطفت صدا زد بازا ماهي غم تشنگي نميداند چيست با من باشي دوست دارم تنها باشي دوست دارم اگه بري يه جاي دور هر جا باشي دوست دارم دوست دارم ديونه وار خوب ميدوني تنهام نذار گفته بودي مال مني چي شد پس اون قولو قرار دوست دارم تنهام نذار رنگ چشاتو دوس دارم درد ودلاتو دوست دارم اگه ازم خسته ميشي خستگياتو دوست دارم بچه گياتو دوست دارم سادگيا تو دوست دارم وقتي پر از درد وغمم خنديدناتو دوست دارم خونه پر از هواي تو خالي فقط صداي تو تنها نفس مونده برام مونده فقط براي تو هر چي دارم فداي تو با تو بهارو دوست دارم لطف خدا رو دوست دارم اگه بگي دوسم داری اين روزگارو دوست دارم با تو گلا رو دوس دارم روز و شبا رو دوس دارم دلهره ي ديدن تو قول وقرار و دوس دارم رنگ چاتو دوس دارم دردو دلاتو دوس دارم با تو بهارو دوس دارم لطف خدا رو دوس دارم ماندم به تو ای گلشن زیبا ، چه نویسم من مور صغیرم ، به سلیمان چه نویسم ترسم که قلم شعله کشد ، صفحه بسوزد با این دل تنگم به عزیزم ، چه نویسم وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من شروع کردم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن تويي مهتاب سحر ، تويي بارون كوير یک شبی مجنون نمازش راشکست
هر کار که دوست داشته باشم بکنم ولی خوب دیگه خواهری است وبازیگوشی برای من که برام خیلی جالب بود به چشمهای خود بیاموزیدکه نگاه به کسی نیدازند اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدندوابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند واگر نیز مجنون شدند با عقل منطق زندگی کنند آهای عاشقان اینک که پادر این راه دشوار گذاشته اید با صداقت عشق را ابراز کنید تنها عاشق یک دل باشید اسلام به جزحب علی مایه ندارد قرآن به جز حرف علی آیه ندارد گفتم بروم سایه لطفش بنشینم دیدم علی نوربودسایه ندارد
چشمهايم بي تو باراني است حرفش را مزن
دوست داري بشکني قلب پريشان مرا؟
دل شکستن کار اساني است حرفش را مزن
خورده اي سوگند روزي بشکني عهد مرا
اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن
حرف رفتن ميزني وقتي که محتاج توام
رفتنت اغاز ويراني است حرفش را مزن.
![]()
تو سیب سرخ کدامین درخت پرتغالی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت .عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت.

راز این حلقه زر
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
راز این حلقه که در چهره او
اینهمه تابش و رخشندگی است
مرد حیران شد و گفت
حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است
همه گفتند : مبارک باشد
دخترک گفت : دریغا که مرا
باز در معنی آن شک باشد
سالها رفت و شبی
زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر
دید در نقش فروزنده او
روزهایی که به امید وفای شوهر
به هدر رفته هدر
زن پریشان شد و نالید که وای
وای این حلقه که در چهره او
باز هم تابش و رخشندگی است
حلقه بردگی و بندگی است...

به تو اي عشق من صبحگاهان
وقتي افتاب درحال روشن كردن رو زاست 
من بيدارم و اولين فكرم تويي
شبانگاهان
در تاريكي به درختان خيره ميشوم
كه چون سايه هاي در مقابل ستارگان خاموش قد كشيده اند
مجذوب اين ارامش مطلق ميشوم
و اخرين فكرم تويي
TO YOU MY LOVE
In the morning
When the sun is just starting to light the day
I am awakened and my first thoughts are of you
At night
I stare at the dark trees
Silhouetted against the quiet stars
I am entranced into a complete peacefulness
And my last though are of you

دوست داشتن
.... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()












![]()
عجب تکلیف بی نهایتی است دوست داشتن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()












مثل بارش بارون تو كوير
مثل رويش دوباره چمن روي تن يخ زده زمين پير
از تن خستهء من گرد غربت را بگير
مثل خورشيد بزن و آبم كن
مثل لالايي شب خوابم كن
به تن خسته بزن رنگ دگر
دل ما را تو ببر تا به سحر
شبنم را به گواهي بگير
از باد بخواه تا بگويد
از باران بخواه تا بگريد
از دريا بخواه تا فرياد کند
از ساحل بخواه تا تورا به آرامش فراخواند
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد برلب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یارب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد![]()
هزارو یک شب من فقط برای توبود
گریه هرشب من فقط برای تو بود
تقدیم به مامان و بابا که خیلی دوسشون دارم

![]()
![]()
![]()
آهای آدمیان
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقــــت بود
بشنواین التماسرو
| :قالبساز: :بهاربیست: |















اینجا صفای دل است
باید لبخند زد

